تبليغاتX
من رفتم میروم جائز نیست؟!



نویسنده : حسین ناىتى ; ساعت 21:9 روز جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

چند وقت پیش، یکی از دکترهای محلّه ما که یک آقای جوان «پاکستانی» است، مرا به یک متخصّص حلق و گوش و بینی ( عماد ) در یکی از بیمارستانهای لندن معرّفی کرده بود. این متخصّص که یک آقای جوان «مصری» است، یک بار مرا دید و دستور عکسبرداری و آزمایش خون داد.

عکسبرداری را یک رادیولوژیست «هندی» کرد و خون را یک جوان «سومالیایی» گرفت. حالا بعد از یک ماه قرار داشتم که دکتر «مصری» را ببینم. بر طبق معمول، یک ساعتی که از نوبتم گذشته بود، یک آقای دکتر جوان سفید چهره، چشم آبی و سیاه مو که یک پرونده پزشکی در دست داشت، با لبخندی خوشامد گویانه اسم مرا با صدای بلند اعلام کرد. در آن یک ساعت انتظار چند باری او را در حال صدا کردن بیمارها دیده بودم و اسمش را هم بر پشت در اتاقش خوانده بودم: «دكتر. ف. Sabbati»، و حدس زده بودم که با آن چهره و این اسم باید «ایتالیایی» باشد: «اف» حرف اوّلِ اسم کوچکش، مثلاً «فیلیپو»، و نام خانوادگیش هم «ساب باتی»  وقتی که رفتیم توی مطبّ، با لحنی عذرخواهانه، البته به زبان انگلیسی، به آقای دکتر «فیلیپو ساب باتی» گفتم: «ببخشید، قرار بود آقای دکتر ابو بشّار مرا ببیند!» آقای دکتر ساب باتی با لحنی عذر پذیرانه گفت: «دکتر ابو بشّار این هفته در مرخّصی است!» و بعد که هر دو نشستیم، گفت: «شما ایرانی هستید؟» گفتم: «بله، من ایرانی هستم.» و او به زبان شیرین فارسی، با لهجه تهرانی گفت: «من هم ایرانی هستم! دکتر فرهاد ثبّاتی.» و هر دو خیلی خوشحال شدیم     





نویسنده : حسین ناىتى ; ساعت 20:43 روز جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

یکی از تفریحات سالم برای خیلی از انگلیسیها «bird watching» یعنی تماشای پرنده است. البتّه می دانید که داش مشدیهای انگلیسی هم مثل داش مشدیهای هر جای دیگر دنیا برای زن خوشگل و سکسی اسمهای مخصوصی دارند که یکی از آنها «bird»، یعنی پرنده است، امّا مطمئنّ باشید که هیچ مرد انگلیسی ای، هیچوقت به جای «چشم چرانی» نمی گوید «تماشای پرنده»، چون از همان نوجوانی همیشه چشمهایش سیر بوده است و مجبورنبوده است که آنها را دزدکی به چرا بفرستد.