از ارتفاع برهنه در انزوای پوست
زخم هایم در آیینه رخنه می کنند
به وقت همیشه
و هیچ تن های عاصی با نفس های مدام همخواب می شوند
تا شکلی از نیمه که سیگار به سیگار به استخوان می رسد و شکلی از دود...
وقتی تمام فاصله از من اغاز می شود
به تاخیر تنم نشسته ام
از فاصله در سقوطم پایین می آيم
راه می افتم
همیشه در خواب هایت راه می روم
نمیدانم چه صدایت کنم
مکث
پس کی.............


